تبلیغات
قدم برای خوشبختی

قدم برای خوشبختی

خوار نمودن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید

 

راه های محافظت از عشق

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

راه های محافظت از عشق

   خالق هستی عشق را مایه آرامش تمام مخلوقاتش قرار داده است.عشق تنها یک پیش آمد لحظه ای نیست.عشق را باید تربیت کرد و بعد در مسیر زندگی رهایش کرد،در این صورت خود به خود متعالی تر می شود.با ازدواج می توان نیروی ماورائی عشق را در مسیر درست تربیت کرد.اگر عشق اینقدر زیباست و نیرویی ماورائی در پس چرا در زندگی زوج های امروزی به شدت نبود آن احساس می شود؟برای این سوال پاسخ های زیادی وجود دارد و لی نکته ای است که نباید آن را فراموش کرد.درست است که عشق نیرویی ماورائی دارد که شما با استفاده از آن می توانید به زندگی خود رنگ وبوی تازه ای ببخشید ولی این شما هستید که باید از این نیرو محافظت کنید.بین ارتباط زوجین با عشق یک رابطه مستقیم وجود دارد.زوجین باید از عشق محافظت کنند تا عشق نیز از زندگی آنها محافظت کتد.اگر شما از عشق خود محافظت نکنید روز به روز نیروی ماورائی عشق در زندگی مشترکتان ضعیف تر می شود.شاید شما فکر کنید که محافظت از نیروی عشق کار بسیار سختی باشد و لی اصلاً این طور نیست.عشق تنها به توجه نیاز دارد.با عمل کردن به پیشنهادات زیر می توانید از نیروی عشق محافظت کنید تا عشق نیز از زندگی شما محافظت کند.

دوست داشتن خود را ابراز کنید

   احساس پدیده ای است که باید از طریق رفتار منتقل شود تا قابل لمس باشد.دوست داشتن نیز یک احساس است زن و مرد باید این قدرت را در خود تقویت کنند که بتوانند احساس درونی خود را به زبان آورند.متاسفانه بسیاری از افراد بر این باورند که زن ویا شوهر نباید از احساس واقعی شان مطلع شود تا قدرت سو استفاده از ان را نداشته باشند.آنها در تشبیهی یکدیگر را چون کبوترانی تشنه و گرسنه یا به عبارتی کبوترانی جلد می دانند.آنها این گونه تصور می کننذ که اگر همسرشان از محبتشان سیراب شود محبت او برای همسرشات عادی و تکراری می شود در صورتی که یکی از عوامل اختلاف زوج های جوان نا آگاه بودن از احساس قلبی همسرشان است حال این احساس می تواند زبانی یا عملی باشد.اولین وظیفه زوجین در قبال یکدیگر تولید امنیت عاطفی است.امنیت عاطفی همسر شما وقتی تامین می شود که او احساس کند شما به او نیاز دارید.اگر همسر شما در رابطه زناشویی احساس ناامنی کند حسادت ایجاد می شود.حسادت عاطفی تقاضایی است که تنها با دریافت مهر و محبت بیشتر برطرف می شود.شما باید این احساس را در همسر خود ایجاد کنید که او را در کره زمین بیش از هر کس دیگری دوست دارید و برای رسیدن به خوشبختی به او نیازمندید.

احترام همسرتان را حفظ کنید

   دغدغه ها و مشکلات خصوصی زندگی که تمامی آنها غیر قابل اجتناب هستند را به جمع خانواده و افراد نکشانید.سعی کنید همیشه در جمع چه در حضور همسرتان چه در غیاب او حسن های او را بیان کنید و هیچ گاه از کم و کاستی های او سخنی نرانید چون این حس در همسرتان تقویت می شود که شما قدر نشناسید.ارزش و احترامی که شما برای همسر خود قائل هستید به طور مستقیم بر افکار،گفته ها و اعمال او تاثیر می گذارد.شما با این کار باعث می شوید تا همسرتان  از زندگی لذت بیشتری ببرد و  اعتماد به نفس او به مقدار زیادی افزایش یابد تا بتواند بدون اضطراب با شما و دیگران ارتباط بر قرار کند.احساس با ارزش بودن به معنای قبول شایستگی ها  و لیاقت احترام داشتن برای همسر تلقی می شود،اما در صورت کمبود این احساس به او دست می دهد که لیاقت یک زندگی خوب را ندارد و وضع روحی او هر روز بدتر می شود و نهایتاً وضع زندگی هرگز بهبود نخواهد یافت.برای رسیدن به روابط عاشقانه زوجین نباید از کلمات زننده نسبت به یکدیگر استفاده کنند،زیرا هیچ چیز مانند کلمات بد به صمیمیت در خانواده لطمه نمی زند.در کنار حفظ احترام همسر ،زوجین باید احترام والدین همسر خود را نیز رعایت کنند،چون احترام والدین همسر در حقیقت احترام به خود همسر تلقی می شود و می تواند باعث افزایش مهر و محبت در زندگی گردد.زوجین باید در مقابل دیگران طوری با یکدیگر برخورد کنند که دیگران گمان کنند که آنها در زندگی مشترکشان به وحدت و یگانگی رسیده اند.

به همسرتان اعتماد داشته باشید

   اعتماد یکی از مشکل ساز ترین موارد است.حساسیت بی جا بر روی یک موضوع این حس را ایجاد می کند که همسرم به من اعتماد ندارد و مرا کنترل می کند.سعی کنید همیشه یه همسرتان اعتماد کنید.یکی از موارد شایع اختلاف زمان دیر رسیدن به منزل است،تا همسرتان از راه رسید او را در آماج سوالات تحقیر کننده قرار ندهید.مثلاً زمانی که همسرتان از راه رسیده از او نپرسید کجا بودی؟چرا دیر کردی و از این قبیل سوالات.آرام آرام نگرانی خود را به او منتقل کنید به او بگویید که نگرانش هستید و بعد از کمی صحبتهای عادی از در رفاقت و دوستی نه با تند خویی علت را از او جویا شوید.این احساس را در او بوجود آورید که به او اعتماد دارید و تحت هیچ شرایطی قصد کنترل او را ندارید.

یک مشاور خوب برای همسرتان باشید

   زندگی در زیر یک سقف به معنای تمام شدن دوستی ها و جدی شدن روابط نیست بلکه مکمل روابط قبل از ازدواج است.سعی کنید همسرتان را به عنوان بهترین دوست خود انتخاب کنید،رفتارهایی که با یک دوست دارید را در مواقعی با همسر خود انجام دهید خنده ها،ناراحتی ها و گلایه ها و...را با او با رفتاری دوستانه و نه در لباس یک همسر با او در میان بگذارید.اجازه ندهید همسرتان خلا, نداشتن یک دوست را حس کند،با رفتار و عمل خود به او نشان دهید که شما یک دوست ایده آل برای او هستید.

به نظرات همسرتان احترام بگذارید

   وقتی همسرتان با شما در مورد مساله ای صحبت می کند و نظر خود را اعلام می دارد با بی تفاوتی و به طوری که نشان از آن داشته باشد که شما از قبل تصمیم گرفته اید که به حرفهای او گوش نکنید.همچنین بدون بیان علت با نظر او مخالفت نکنید بلکه برای مخالفت با نظرش اول از پیشنهادش تشکر کنید و بگویید که فکر خوبی است اما علل مخالفت خود را برای او بشمارید تا او قانع شود.سعی کنید در هر شرایطی به رفتار خود فکر کنید.همیشه این مطلب را در نظر داشته باشید رفتاری را که دوست دارید از همسرتان دریافت کنید با انجام آن کارها به او بیاموزید.در دنیای بزرگ ازدواج هیچ کس همه چیز را واقعاً بلد نیست.زندگی یک فرایند رو به رشد است.همسران در ابتدای ازدواج هردو بی تجربه هستند و در مسئولیت پذیری تجربه چندانی ندارند.وقتی که همسر عزیز شما اشتباهی می کند سریعاً در مورد اشتباه او قضاوت نکنید.به این فکر کنید که خودتان هم ممکن است در آینده اشتباهی بکنید.آیا دوست دارید با شما بد برخورد شود؟فکر نکنید که اگر همسر خود را جلوی دیگران ضایع کنید او تصمیم می گیرد که از این به بعد دقت بیشتری کرده و بهتر رفتار کند.شما با این کار چاشنی عشق را از رفتار همسرتان حذف کرده ایدو به جای آن سم ترس را به رفتار همسرتان اضافه کرده اید.او به جای اینکه با عشق با شما رفتار کند با ترس رفتار می کند و همیشه از آن می ترسد  که مبادا شما ناراحت شوید.به این فکر کنید که ممکن است همسر شما یک عمر به خاطر این ترس ها از هرگونه تغییر و تحول مثبت در زندگی خودداری کند.

به همسر خود هدیه بدهید

   هدیه دادن یکی از قدیمی ترین زبانها برای بیان عشق است.مایه تاسف است که انسان ها خود را از چنین هدیه با ارزشی که قیمت چندانی هم ندارد محروم می کنند و گل دادن را تنها محدود به روز تولد یا عیادت از بیمار کرده اند.شما می توانید با هدیه دادن زندگی و محل سکونتتان را سرشار از امواج مهر ومحبت کنید.به ارزان بودن هدیه ای که می خواهید بدهید فکر نکنید،بعضی از اعمال محبت آمیز دارای امواج کوچک ولی خاصی است که بسیار دورتر از امواج هدایای گران قیمت می روند.شما باید اینقدر به کار خوب خود ادامه بدهید تا مهربانی و هدیه دادن بخشی از وجود شما شود.نگران این نباشید که ممکن است دیگر هدایای شما بی ارزش یا تکراری شوند،مطمئن باشید که هیچ وقت این اتفاق نمی افتد.صرفاْ گران ترین هدیه حاکی از بالا تر بودن میزان عشق نیست.مهم این است که شما در هنگام هدیه دادن به فکر همسر خود بوده اید.بزرگترین هدیه ای که می توانید به همسر خود بدهید عشق بی قید و شرط است.عشق بدون قید و شرط نه تنها به فردیت هر کس احترام می گذارد بلکه آنرا پرورش می دهد،حتی اگر جدایی یا از دست دادن همدیگر را به همراه داشته باشد.



رمز آرامش در 60 گام

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

رمز آرامش در 60 گام

-         فهرستی از موفقیتهایی را که تاکنون نصیبتان شده تهیه کنید.

-         هر چند وقت یک بار به میان طبیعت بروید و در محیطی سبز و سرشار

از آرامش قدم بزنید.

   - وان حمام را پر ازآب گرم و صابون کنید در داخل وان بنشینید و تمام تنش ها را با تنفس عمیق و استراحت از خود دور کنید.

   - هر روز به جمله های زیر و جملاتی از این قبیل فکر کنید:

   تا زمانی که خودتان نخواهید ، هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند.

   خواه فکر کنید کاری را می توانید انجام دهید، خواه فکر کنید که از انجام کاری ناتوان هستید همیشه حق باشماست.

   عشق از آن جهت در ما ه ودیعه گذاشته شده که آن را به دیگران ببخشیم.

   هر کاری را که دوست داری انجام بده، پول خود به دنبال آن می آید.

   به دنبال رستگاری و سعادت خود باش.

   از صمیم قلب خودت را دوست داشته باش.

-   در تعطیلات آخر هفته، فقط به تفریح و استراحت بپردازید.

-   تلاش کنید همیشه مثبت بیاندیشید.

-   به خاطر داشته باشید که هرگاه در کاری سرگردان می مانید، در حال آموختن نتهای جدید هستید. تا آنجا که لازم است خودتان را به مبارزه بطلبید، نه بیش از اندازه.

-   در هفته یک شب تلویزیون خود را خاموش نگه دارید تا مغزتان استراحت کند.

-   در روز عشق و مناسبتهای شاد برای خودتان کارت تبریک بخرید.

-   هر چند وقت یک بار به یک مکان مقدس بروید و با خدا راز و نیاز کنید.

-   هر چند وقت یک بار بیرون از خانه غذا بخورید.

-   با کسی مه از صمیم قلب دوستش دارید تلفنی صحبت کنید.

-   خود را در آینه نگاه کنید و از دیدن زیبایی هایتان لذت ببرید و خدا را به خاطر این نعمت شکر گزار باشید.

-   اهداف خود را بنویسید و با آنها زندگی کنید.

-   در هدف گذاری واقع بین باشید.

-   وسواس را از زندگی خود حذف کنید و در این صورت هچ کاری نمی توانید انجام دهید.

-   برای خود تعهد مشخص کنید و به ان وفادار باشید و تا می توانید برای آن حرکت و تلاش کنید ولو که نتیجه دلخواه شما نباشد.

-   همیشه لبخند بزنید.

-   تاخیر در انجام کاری بهتر از انجام ندادن آن است.

-   هنر سوال کردن را بیاموزید.

-   برای خودتان یک مشاور برگزینید و از راهنمایی های او استفاده کنید.

-   شرقی ها اعتقاد دارند که آب جاری منبع انرژی های مثبت است و ضروری در زندگی است.پس هر چند روز یک بار زیر دوش بروید و بگذارید جریان آب تمام عضلات را ماساژ دهد.

-   10 بار نفس عمیق بکشید.

-   هنگام راه رفتن و نشستن سرتان را بالا نگه دارید و قوز نکنید.

-   گاهی اوقات تند تند راه بروید.

-   وقتی در کاری موفق می شوید، با خریدن یک هدیه برای خودتان موفقیتتان را جشن بگیرید.

-   برای خودتان گل بخرید.

-   هروقت احساس تنش کردید، به موسیقی مورد علاقه تان گوش دهید.

-   تکرار عبارات تاکیدی را فراموش نکنید، برخی از این عبارات در زیر آمده است:

   هر روز هز قدمی که بر می دارم بهتر و بهتر می شوم.

   من این وضعیت را به عشق اللهی می رسانم و به بهبود آن اعتقاد کامل دارم.

   نعمتهای کائنات بی شمار هستند از این رو همواره احساس وفور نعمت کرده و می دانم به تمام خواسته های بر حق خود می رسم.

   کسانی را که در حقم بدی کرده اند می بخشم و آزاد می شوم.

   من مسوول تمام اتفاقاتی که برایم می افتد هستم.

   من آرام هستم و می گذارم تا همه اتفاقات خوب و شگفت انگیز برایم رخ دهد.

   امروز، کنترل زندگی خود را در دست می گیرم.

   اهمیت ندارد که چه اتفاقی رخ می دهد نور درونم ار من حمایت می کند.

   من عاشق زندگی هستم و زندگی نیز عشقش را نثار من خواهد کرد.

   با هر دم و باز دم خدا را شکر می کنم.

-         به هر آهنگی ه دوست دارید گوش دهید و با ان برقصید.

-         قدر نعمت سلامتی خود را بدانید.

-         هنر نه گفتن را بیاموزید.

-         هنگامی که کودکان بازی می کنند در آنها دقیق شوید.

-         آمدن بهار را جشن بگیرید.

-         کارهایی را که باید در طول روز انجام دهید مرور کنید.

-         هر روز به بازنگری کارهای همان روز بپردازید.

-         از کسانی که شما را مورد ستایش قرار می دهند ، تشکر کنید.

-         خودتان را مورد تحسین و ستایش قرار دهید.

-         سعی کنید روزهای تعطیل کمی بیشتر استراحت کنید و بخوابید.

-         گاهی اوقات تنها ماندن را تجربه کنید.

-         حیوانات هلی و دست آموز را نوازش کنید.

-         باغچه کوچکی برای خود درست کنیدو هر چه دوست دارید در آن بکارید.

-         به یک دوست قدیمی زنگ بزنید.

-         به پارک بروید و چرخی بزنید و گلها را بو کنید.

-         زمانی که زیر دوش میروید، آواز بخوانید.

-         سالی دو مرتبه خون بدهید.

-         نامه ای بنویسید و در آن از خود انتقاد کنید.

-         هر روز چند واژه جدید بیاموزید.

-         شکرگزار باشید.

-         هر از گاهی به گورستان بروید این کار باعث می شود که دید شما نسبت به زندگی عوض شود و زیستن در عالم جاودان را بیاموزید.

-         مدتی از وقت خود را به کتابخانه بروید و کتاب بخوانید.

-         یک روز در هفته گیاه خواری کنید.

-         قبول کنید که انسان جایزالخطاست.

-         یک مهارت جدید بیاموزید.

-         به اطرافیان اثبات کنید که برایشان ارزش قائل هستید.برای بهبود وضعیت خود تلاش کنید.

-         توجه داشته باشید که چه زمانی باید در نگرشها تغییر ایجاد کنید.



راز جوان ماندن

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

راز جوان ماندن

   می خواهید جوان بمانید؟پس توصیه های زیر را بدون مقدمه به کار ببندید.

   - اعداد غیر ضروری را از زندگیتان دور بریزید.اعدادی مثل سن، وزن ، و قد.بگذارید پزشکان نگران این اعداد باشند، به همین دلیل است که به آنها پول می دهید؟!

   - فقط دوستان شاد و بانشاط را برای خود نگه دارید.بد اخلاق ها و اخمو ها شما را خراب می کنند.( اگر شما یکی از آن بد اخلاق ها  و اخمو هایید حتماً این نکته را به یاد داشته باشید!)

   - همیشه مشغول یاد گیری باشید: بیشتر در مورد کامپیوتر، باغبانی و هنر و غیره بیاموزسد. هیچ گاه نگذارید مغزتان بی کار بماند. "مغز بیکار جایگاه شیطان است." و این شیطان " آلزایمر " نام دارد.

   - از چیزهای ساده لذت ببرید.

   - اغلب با صدای بلند و طولانی بخندید. تا زمانی که نفستان بند بیاید!و اگر دوستانی دارید که شما را می خندانند، وقت بیشتری را با آنها بگذرانید.

   - اشکها جاری می شوند .صبر داشته باشید، غم ها آهسته آهسته می روند.تنها شخصی که تمام زندگی با ماست، خودمان هستیم. تا زمانی که زنده هستید، زندگی کنید.

   - اطراف خود را با چیز هایی که دوست دارید پر کنید. این چیز ها هرچه می تواند باشد از اعضای خانواده تا پرندگان خانگی، موسیقی، گیاهان ، سرگرمی ها، ... خانه شما پناهگاه شماست.

   - برای سلامتی خود ارزش قائل شوید. اگر سلامت هستید، مراقب باشید که بیمار نشوید. اگر بیمار هستید، کاری برای بهبودی خود انجام دهید. اگر برای بهبودی کاری از دست شما بر نمی آید، از دیگران کمک بخواهید.

   - زیاد سفر کنید ، حتی اگر این سفر بازدید از بازاری در حومه شهرتان باشد.

   - در هر فرصتی به افرادی که دوستشان دارید بگویید که آنها را دوست دارید.



یادم باشد

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

یادم باشد حرفی نزنم كه دلی بلرزد؛ خطی ننویسم كه آزار دهد كسی را

یادم باشد كه روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست

یادم باشد جواب كینه را با كمتر از مهر و جواب دورنگی را با كمتر از صداقت ندهم

یادم باشد باید در برابر فریادها سكوت كنم و برای سیاهی ها نور بپاشم

یادم باشد از چشمه درس خروش بگیرم و ازآسمان درس پاك زیستن

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست...

یادم باشد با سنگ هم لطیف رفتار كنم؛ مبادا دل تنگش بشكند

یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام... نه برای تكرار اشتباهات گذشتگان

یادم باشد زندگی را دوست بدارم

یادم باشد هرگاه ارزش زندگی از یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی كه به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم

یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی كه از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد

یادم باشد معجزه قاصدك ها را باور داشته باشم

یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر كس فقط به دست دل خودش باز می شود

یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم

یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم ونترسانم

یادم باشد كه زنده ام

از طرف یکی از دوستان و اعضای عزیز انجمن دوستداران موفقیت



میخواهم بمیرم

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

 

میخواهم بمیرم
میخواهم یک میلیارد بار بمیرم
و در جهانی برخیزم،
که همسایگان یکدیگر را بشناسند.
و مردم،
همه رنگها را دوست بدارند.
میخواهم در جهانی بر خیزم
که عشق به قیمت لبخند باشد.
مردان نمیرند،
زنان نگریند،
و همه کودکان،پدران خود را بشناسند.
عدالت باغی باشد،
که مردم در آن سیبهای یکسان بخورند،
و یکسان بمیرند.
میخواهم در جهانی بر خیزم،
که هیچ انسانی، بیش از یک بار نمیرد

 

 

                         

 



سلام دوست عزیزم :

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

سلام دوست عزیزم :

امیدوارم همیشه خوب و سرحال باشی !

تا حالا شده بشینی و با خودت فکر کنی که کی هستی ؟

تا حالا شده از این دنیا آن قدر خسته شده با شی که برای خودت از خدا طلب مرگ کرده باشی ؟

اگر همه ی این ها اتفاق افتاده فقط یک راه داره ....

آن هم این هست که بشینی و خیلی زیاد فکر کنی..

به این فکر کنی که کی هستی و از کجاآمدی....

به این فکر کنی که خدا چرا تو را آفرید یا چرا اصلاَ تو را انسان آفرید.....

آن روزی که جواب همه ی این سوال ها را فهمیدی و خودت را شناختی و همه ی استعدادها یت را کشف کردی..... خیلی خوشحال باش!!!

چون آن روز به آن درجه ی انسانیت رسیدی و اگرخوشحال تر باش که خوب وقتی رسیدی چون خیلی ها به آنجا نمی رسند یا وقتی می رسند که همه چی را از دست داده بودند ....

امیدوارم هیچ وقت دیر به مقصد انسانیت نرسی یاوقتی رسیدی پشیمان نباشی!



تو را گم کرده ام

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

 تو را گم کرده ام امروز

و حالا لحظه های من

گرفتار سکوتی سرد و سنگینند

و چشمانم که تا دیروز به عشقت می درخشیدند

نمی دانی چه غمگینند

چراغ روشن شب بود ، برایم چشمهای تو

نمی دانم چه خواهد شد

پر از دلشوره ام ، بی تاب و دلگیرم

کجا ماندی که من بی تو

هزاران بار در هر لحظه می میرم .

 



S-m-S

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

undefinedمیخوام اسمتو با صابون رو ابرا بنویسم تا وقتی بارون میاد همه كف كنن. 


مراجع تقلید: اگر زهره به دین مبین اسلام بگرود٬ ازدواج امید
با او بلامانع است و به امید خدا میخ اسلام را در فضا نیز خواهیم کوبید

 هشتمین پیام از ماهواره امید: اینجا دوتا ترک دارن دنبال قبله می گردن

 نهمین پیام از ماهواره امید: من از این بالا روی اسرائیل تف کردم

 ماهواره امید از کشف یک امامزاده بین زحل و مریخ خبر داد

 دهمین پیام از ماهواره امید: جون مادرتون اینقدر مسخرم نكنید

 عشق توئی, عاشق منم٬
دریا توئی, قایق منم٬
اگر دزدیدند قایقت را٬
غم مخور٬ سارق منم
هیچ چیز واقعا خراب نیست، حتی ساعتیکه از کار افتاده دو بار در
روز زمان را درست نشان میدهد
 
سومین پیام از ماهواره امید: یه دونه کارت شارژ ۵۰۰۰ تومانی
ایرانسل بفرستید تا بازم پیام بدم

 چهارمین پیام از ماهواره امید: من دارم با زهره ازدواج کنم

  ششمین پیام از ماهواره امید: بنزینم تموم شده, کارت سوخت بفرستید

 بنا بر آخرین اخبار٬ ماهواره امید در حال عبور از آسمان قزوین متوقف و مفقود گردید



میهمان نوازی

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

 

 

عجب میهمان نوازی است جمهوری اسلامی

من میهمان افغانی شدم درخانه زندانی

 

نه خائین ام نه جانی ام چگونه شرع اسلامی است

مرا بیرون میراند به جرم شخص افغانی

 

عتوفت های اسلامی فدای حس ملی شد

نه یک رفتار اسلامی نه یک برخورد انسانی

 

یکی از راه میگیرد یکی از چاه میگیرد

گهو بگاه می گیرد ندارم جای پنهانی

 

ندارم کشور آباد نه این جا راحتم آزاد

به پیش که کنم فریا ازین رنج پریشانی

 

نخواندی آیه قرآن زمین ملک خداوند است

چرا خاموش می باشی جناب شیخ و روحانی

 

مسلمان را مسلمانی نباید اجنبی گوید

بنا بر حکم اسلامی بنا قول قرآنی

 

چه عالم چه دانایش چه سید چه آغایش

یک افغانی نمی ارزد در این کشور به تومانی

 

چگونه از نظامی های انگلیس قدر دانی شد

رئیس جمهور دیدن کرد از آنها با چه اخسانی

 

اگر زاهر شدی مهدی نیای یک وقت به مدرک

خدا نا کرده مگیرد تورا مئمور ایرانی

 

عدالت خواهی دولت فقد مخسوس ایرانی است

فرا ملی عدالت کن اگر یار زعیفانی

 

خودم اخراج میگردم عیالم  خانه می ماند

ببین آوار آزاری نظرکن خانه ویرانی

 

برد موئمین به یک موئمین برادر

پس برای چه مرا بیگانه می دانی برادر جان ایمانی

 

نبیب و خضرت سلمانی چه رفتار نیکوی داشت

بکن کار پیامبر را به هر شخص مسلمانی

 

رضا جان من به مثل تو غریب افتاده ام اینجا

کشیدم چون تو در غربت من آزار فراوانی

 

برآن عالم به نزد خق فقد مدرک مسلمانی است

به کاغذ بازی های ما امروز نمی ارزد به تومانی

 

بگو ظاهر حقایق را به هرکموبیشی

خدایش کن نگهداری رضایش کن نگهبانی

 

خدا خافظ رفیق سالهای غربت و هجرت

بیا به کلبه خاکی ما یک روز میهمانی

 

 



بیوگرافی شهید حسین علی یوسفی

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

Husain Ali Yousafi, martyred Hazara politician.

خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسین علی یوسفی:

حسین علی یوسفی، فرزند یوسفعلی در سال 1958 در ولسوالی جاغوری ولایت غزنی دیده به جهان گشود. چند سال بعد همراه با خانواده اش به کویته مهاجر شد. تحصیلات ابتدائی اش را در تکنیکل های سکول کویته در سال 1975 به پایان رسانید. در سال 1978 از ساینس کالج کویته فارغ گردیده و در سال 1985 از دانشگاه بلوچستان لیسانس گرفت.

وی فعالیت های سیاسی اش را در دوران مکتب آغاز کرده و عضو فعال فدراسیون محصلین هزاره (هزاره ستودنس فدریشن) بود. وی دو بار بحیث رئیس این فدراسیون برگزیده شد.  با عشق و علاقه ای که به خدمت به مردم داشت، بحیث مسئول مالی اتحادیۀ مجاهدین اسلامی افغانستان ایفای وظیفه نمود. وی بار بار بحیث ترجمان با خبرنگاران و محققین غربی وارد افغانستان شده و به جبهات مختلف کشور رفت. در سال 1983 که تعدادی از ایادی بیگانه بالای پایگاه اتحادیه حمله نمودند، یوسفی با روحیۀ اصلاح طلبی و صلح خواهی به کمپ دشمن رفت تا با آنها مذاکره نماید. اما دشمنان صلح و آرامش مردم وی را با همراهانش به گروگان گرفته و برای هشت ماه در شرایط طاقت فرسای زمستان جاغوری زندانی نمودند. وی مورد انواع شکنجۀ جسمی و روانی قرار گرفت. یکی از پیامد های بد شکنجه های جسمی وی قرار دادن او در سرمای زمستان بدون بخاری و صندلی بود. یوسفی از این بدرفتاری دشمنان دچار تکلیف جسمی شد که در زمستان ها با اندکی سرما دچار تکلیف و حساسیت جلدی می گردید.

یوسفی در سال 1987 وی بحیث کونسلر حلقۀ 16 کویته از طرف مردم انتخاب گردید. او هم چنان بنیانگذار یک مکتب متوسطه در کویته بود که بنام «دان ایدال سکول» یاد می شد. یوسفی از سال 1987 به بعد بحیث منجر و شریک آژانس مسافرتی الفلاح ایفای وظیفه می کرد. 

حسینعلی یوسفی انسان فوق العاده با احساس و مستعدی بود. وی مخصوصاً در بخش طنز و درامه نویسی ید طولی داشت. درامه های وی در کویته و خارج آن بیننده ها و طرفداران زیادی داشت. از جمله آزره (هزاره) بزکشی شده، «میندر خامتما» (مادر اندر خام طمع)، «الختو» و «ماستر البونگ» بسیار معروف است. یوسفی همچنین ضرب المثل های عامیانۀ هزارگی را جمع آوری کرده و قرار بود آنرا منتشر نماید.

آصف علی زرداری رئیس جمهور پاکستان طی انتشار اعلامیه ای قویاً قتل حسین علی یوسفی را در روز دو شنبه در کویته محکوم نمود. رئیس جمهور پاکستان بخاطر از دست دادن یک رهبر سیاسی ابراز تاسف نموده و گفته است که چنین جنایت شنیعی بدون پاسخ نخواهد ماند.

هم چنان سید رضا گیلانی صدراعظم پاکستان نیز طی انتشار اعلامیه ای ترور حسین علی یوسفی را قویاً محکوم نمود. وی بخاطر قتل یوسفی ابراز تاسف نموده و به خانوادۀ وی تسلیت گفت. صدراعظم پاکستان به حکومت ایالتی دستور داد قتل وی را تحقیق کرده و به اسرع وقت گزارشی را به حکومت ارائه نماید.

 



کربلای غزه

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

 

 



هر روز تان نوروز نوروز تان پیروز

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

          ای روزگار     

 

حال كه دگر بار نیز قلم آفرینش با پرتو افشانی بر لوح پاك طبیعت، شكوهی دیگر از مظاهرزیبای خلقت را بیان نمود، تا در تحولی دوباره نسیم مشك افشان و ترنم بلبلان خوش الحال را به نظاره بنشینیم و « یا هو » گویان به ستایش آن جمیل بی نظیر به پا خیزیم، ضمن عرض تبریك فرا رسیدن عید باستانی نوروز و آمدن بهار دل انگیز، سعادت، سلامت، كامرانی و پیروزی همگی شما عزیزان را از خالق كائنات مسئلت داشته و امیدوارم كه از سال گذشته تجربه های خوبی بدست آورده باشید.من خودم با وجود اینكه سال نسبتاًخوبی نبود ولی تجربه هایی بدست آوردم كه یه دنیا ارزش داره



جملات فارسی و انگلسی

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

 

 

 

No one can go back and make a brand to new start

 

Anyone can start from now and a brand and new ending

 

هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند

 

اما می توانید ازهمین خالا شروع کنند و پابان تازه بسازند

 

 

 

Disappointments is like round bumps

 

The slow you down a bit but you enjoy the smooth rounds afterwards

 

Don’t say on the bumps too long move on!

 

مشکلات مانند دست انداز جاده اند. کمی از سرعت تان کم می کنند

 

اما از جاده صاف بعد از آن لذت خواهید برد

 

زیاد روی دست انداز ها توقف نکنید. به حرکتتان ادامه دهید

 

 

When you fill down because you didn’t you get what u want

 

Just sit tight and be happy

 

Because GOD thought something better to give you

 

وقتی ناراحتید از اینکه به چیزی که می خاستید نرسدید

 

محکم بنشنید و خوشحال باشید

 

زیرا خداودند در فکر چیز بهتر برای شماست

 

 

   When something happens to you good or bad

 

Consider what it means

 

There is a purpose to life’s events, to teach you how to laugh more or not cry too hard

 

وقتی اتفاقی برای تان می افتد چه خوب چه بد

 

 به معنایش فکر کنید

 

در پشت اتفاقاد زندگی منظوری نهفته است به شما یاد می دهد چطور بخندید و سخت گریه کنید

 

 

You can’t make someone love you

 

All you can do is being someone who can be loved

 

شما نمی توانید کسی را ودار کنید که دوستتان بدارد

 

اما می توانید به کسی تبدیل شوید که دوستش می دارند

 

 

It’s better to lose your pride to the one you love

 

Than to lose the one you love because of the pride

 

بهتر است غرورتان را بخاطر کسی که را که دوستشان دارید از دست بدهید

 

تا اینکه اورا بخاطر غرورتان از دست بدهید



مهاجران

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

محل بودوباش مهاجران دریونان

. یکی از این مهاجران که چندین سال است دریک کمپ زندگی می کند برایم گفت: درطول شش سال به همه دفاترسازمانهای بین المللی وداخلی یونان مراجعه کرده است ولی هیچ کسی برایش کمک نکرده است.

دویچه وله:  این مهاجران طبیعتأ از ممالکی مثل ایران و ترکیه و یا هم جا هایی دیگر هم گذشته اند،نگفتند چرا در همانجا ها نمانده اند و از خاطرات ایشان چه می گفتند؟

بصیرآهنگ : اکثریت این مهاجران ازطریق ایران وترکیه خودرا به اینجا رسانده اند. آنها ازبرخورد پلیس ایران وترکیه نیزشکایت دارند. تقریبا اکثریت آنها اول کوشش نموده اند درایران بمانند ولی ازخشونت مردم وحکومت ایران مجبورشده اند آنجا را ترک کنند. درترکیه هم هیچ توجهی به مهاجران افغانی نمی شود. البته بعضی ازاین مهاجران صحبت کردند؛ اگرزبان ترکی را بلد باشی خوب وگرنه توسط پلیس ترکیه بازداشت وبه افغانستان فرستاده می شوی . اکثرا تجربه یکبار ردمرزشدن ازترکیه را دارند.                  

بصیرآهنگ روزنامه نگارجوان افغانستان درایتالیا

بصیرآهنگ روزنامه نگارجوان افغانستان درایتالیا

دویچه له: پیش از این که این جوانان به یونان بیایند آیا کسی یا خود همین قاچاقچیان آنان را هشدار از این وضعیت نمی دهند،یعنی خبر ندارند که چه وضعی در انتظار آنهاست؟        

بصیرآهنگ: چرا اکثریت آنها ازاین وضعیت آگاهی کامل دارند ولی می گویند درهرصورت ما چه بخواهیم وچه نخواهیم بامرگ روبرو هستیم؛ چه به دست طالب وچه درراه اروپا، ولی ما ترجیح دادیم توسط طالب جلوی خانواده ی ما کشته نشویم لذا این راه را قبول کردیم. آنها می گویند زندگی را ازما گرفته اند وحال همه سرنوشت ما مرگ است واصلاً مهم نیست درکدام منطقه فقط نخواستیم پیش چشم خانواده خود تکه تکه شویم. 

دویچه وله: آیا مراجع بین المللی امدادی در یونان وجود ندارد که این جوانان به آنجا ها مراجعه کنند؟

بصیرآهنگ :شاید وجود داشته باشد ولی تاهنوز کسی به داد آنها نرسیده است. یکی از این مهاجران که چندین سال است دریک کمپ زندگی می کند برایم گفت: درطول شش سال به همه دفاترسازمانهای بین المللی وداخلی یونان مراجعه کرده است ولی هیچ کسی برایش کمک نکرده است.                                                                                                                               

دویچه وله: از خود مردم افغانستان گروه ها یا افرادی هستند که به این جوانان کمک کنند؟

بصیرآهنگ: چرا مهاجران افغانستانی دریونان یک کمیته فرهنگی دارند که ازطریق آن به فقط می توانند به خانواده های که درشهرآتن پایتخت یونان هستند کمک کنند. گفته می شود نزدیک به 200 خانواده ازمهاجران تازه وارد افغانی درشهر آتن بسرمی برند. ولی درشهرپاترا فقط کسی است به نام حنیف احمدی پژواک معروف به حاجی پاترا که کمک های را به این جوان کرده است. این کمک ها خیلی محدود است وفقط او کوشش می کنند باارتباط که باکلیساها دارد کمک های غذایی را برای این مهاجران دریافت ودرخدمت آنها قرار دهد.                                              

دویچه وله : برای جوانانی که هنوز هم با توجه به شرایط بد زندگی در افغانستان مجبور به فرار می شوند چه توصیه می کنید واز دولت ومسوولان افغانستان در یونان چه انتظاری دارید؟

بصیرآهنگ: توصیه کردن برای نوجوانان افغانستانی نظربه شرایط فعلی افغانستان کار دشواری است. زیرا وضعیت امنیتی واقتصادی کشوربه شدت خراب ومایوس کننده است، نمی شود گفت که باید زیراین آتش جنگ وهیولای فقر بدبختی باشید ونفس بکشید. این یک چیزطبیعی است که همه می خواهند زنده باشند وزنده بمانند. ولی من به همه ی هموطنانم درافغانستان برادرانه پیشنهاد می کنم تاحد زیادی کوشش کنند درافغانستان بمانند. زیرا وضعیت درحال حاضردراروپا به شدت خراب است واین کشورها درحال حاضربایک تورم بسیارسنگین اقتصادی روبروهستند. این کشورها درمشکلات داخلی خودشان گیرمانده اند چه رسد که به یک پناهجوبتوانندکمک کنند. علاوه ازوضعیت پاترا ومسیردیگرکشورهای اروپایی که به شدت خراب است. مهاجران باهیولای مافیایی نیزطرف هستند. اکثر پناهجویان پاترا می گویند مهاجران درسرحد ایران ترکیه توسط یک گروه مافیایی ایرانی _ترک به گروگان گرفته می شوند وازآنها مبالغ هنگفت پول گرفته می شود. کسانی هم که نتواند دروقت معین به این گروه مافیایی پول پرداخت کنند اعضای بدنش باساتور وکارد بریده شده ورهامی شوند. چندین جوانی را دیدم که به این سرنوشت روبروشده بود درمورد قسمت دوم سوال شما باید بگویم که من ازدولت افغانستان هیچ توقعی ندارم. به نظر من درافغانستان اصلاً دولتی وجود ندارد. درشرایط که مردم درافغانستان درپایتخت کشور امنیت جانی ومالی نداشته باشد آیامی شود انتظاردیگری داشت؟

 درشرایطی که مردم بی گناه دردفاتر دولتی درروز روشن ودر35 متری ارگ ریاست جمهوری توسط کسانی که کرزی حیف می خورد چراسربازانش نباشند، بامرمی تکه تکه می شود آیا می شود انتظار برون مرزی داشت؟

 من فقط ازمردم مظلوم افغانستان کسانی که نیم قرن است به بهانه های مختلف سپر قرار گرفته اند توقع دارم بادرک شرایط بیش ازاین نگذارند عده ی فرصت طلب ما را بادستهای خودمان به خاک وخون بکشانند.

 همین بس است که پدران مان کشورخوب ومترقی را که داشتیم به ویرانه تبدیل کرد وبرای ما جوانان تسلیم کرد. پدران ما به کشوری زندگی می کردند که اقتدار وغرورداشت، ولی وقتی این کشور را به ما تسلیم نمودند هیچ چیزی درآن سالم نمانده است حتا بعضی های مان غرورمانرا نیزازدست داده ایم. ما فعلاً وارث یک سرزمین به خاک وخون نشسته وقرضدار، یک کشورعقب مانده وعزادار هستیم دیگر باید همدیگررا درک کنیم ونگذاریم شرایط به جایی برسد که دیگر علاج نداشته باشد.

دویچه وله: تشکرفروان ازشما



پرستوهای عاشق

 

نوشته شده توسط:محمد یوسف بخشی

یه روزی روزگاری

بابه ی خوبی داشتیم

بادستای مهربونش

رازو نیازی داشتیم

چشماش پر از ستاره

دلش یه تیکه نور بود

دستاش پراز محبت

بابه مزاری ما

بادوست باوفایش

ابوذر قهرمان

دست برادری داد

بابه مزاری ما

***

الختوها اومدن

دوان دوان اومدن

روزو به شب رسوندن

شریف وبامیان رو

به خاک وخون کشوندن

***

پرستوهای عاشق

بادل وجون جنگیدن

ازاین طرف ازاون طرف

آب نیومد تشنه شدن

دون نیومد گشنه شدن

پرستوهای عاشق

تنهاشدن دوباره

***

بابه مزاری  ما

قندوقناری ما

دلش پراز صفا بود

چشماش پراز صداقت

باابوذر فهرمان

رفتن به شهر دیوها

دیوهاروسربریدن

باحرفای منطقی

***

بابه مزاری ما

توشهردیوها که بود

اسبای بالدار رو دید

شاه شهیدا رودید

به آسمون پرکشید

تا به افقها رسید

***

اناردونه دونه

خداخودش می دونه

بابه مزاری ما

الآن توآسمونه



  • تعداد کل صفحات:3 
  • 1  
  • 2  
  • 3